ON MY OWN

و به نام گناه که ثابت میکند تو آدمی و او خدا

باسێک لەسەر کتێبی بیرەوەریەکانی دوکتور هاشم شیرازی

هیچ نەتەوەیەک تەنیا بە خەبات و کارەکانی تەنیا ڕێبەرێکی سیاسی یان چەن تاقم, بە ئامانجە کانی ناگات و دەسکەوتی گەلێک لە تێکۆشانی بێ وچانی سەرجەم جەماوەری خۆی پێک دێ, تەنانەت ئەگەر هیچ هەماهەنگیەکیش لە بەینیان دا نەبێ, دەگەڵ وەی کە هیچ ڕێبەڕێکی گەوڕەش بە بێ تێکۆشانی ڕاستەقینەی ئەندامانی ژێر دەستی نە بە ئامانجەکانی دەگا و نە ڕێبەرێکی گەورە دەبێ. 

...


ادامه مطلب »

تحلیلی بر کتاب قلعه حیوانات اثر جورج اورول

در آخر میتوان گفت:  با خواندن هر سطر از این کتاب شما خود را نه تنها در یک قلعه حیوانات بلکه در قلعه های حیوانات بسیار متعددی خواهید دید و چه بسا پی ببرید در این پیاده روی بزرگ و بی انتها شما در چه نقشی هستد؟ الاغ؟ اسب؟ گوسفند و یا چه؟ گرچه خوک هم باشید باز در جایی زندگی میکنید به نام قلعه حیوانات

... 


ادامه مطلب »

و زمانی که آب صعود می شود

از دور صدای پار سگ ها به گوش میرسد و باخود می­گفتم چه عجب هرکجا از این کره خاکی را که می­روی سگ ولگرد هم هست و از خود می­پرسیدم آخر چگونه این چنین پخش شده اند؟

...


ادامه مطلب »

از علم تا علم کوه

و در آخر چنان عاشق پیشه، دیوانه وار برف­ها را از خود جارو می­کنند و تو را به درون خود می­کشاند تا با خاموش کردن زندگیت چراغ بزرگ هستی را پر سوزتر نشان دهد.

...


ادامه مطلب »

باسێک لەسەر کتێبی دەروێش وەفا

دەروێش وەفا بۆ پێک هێنانی ژیانێکی خۆش دەگەڵ ئەوینی لە شەڕ هەڵات کە چی شەڕ خۆی هاتە بەڕەو پیری.

...


ادامه مطلب »

من نه تو دیگه چرا؟


ادامه مطلب »

برهوت

در این برهوت گم گشتەگی چیزی نیافتم جز آینەهای کە بە من خیرە شده بودند و تقلید آکارهای جسمی را کە متعلق به او بودم. درست به مانند چوپان و گلەی بیشماری که به دنبال چریدن و ریدن و کردن، آزادی را فدای اسارتی منجر به زبح مقدس سرهایشان سپری میکنند؛ سپری کردم همە آنچە را کە زندگی نامیدند و من نیز بە خود باختم وقتی دیدم همانم کە دیگران به آن غبطە میخورند.
و گرچە موجودی ازلی بودم اما خاطرەهایم، راه رفتن مَنِ فراغ بال خردسال را چنان بە خود سنگین و بعدها در خود دفن کردند کە چندی پس از تولد محکوم شدم به چشیدن دوبارەی مرگ ، گوی هیچگاه خدا هم نبودم.
و بە راستی طنز شیرینی نبود؛ بدل شدن ابلیس بە جای الله و نشستن خدا بر تخت شیطان از برای چیزی کە من رستگاری نامیدم بهر سرگرمی خود؛ وقتی همە دانستند این دو عروسک های خیمەشب بازیە، مَنِ بشر، چیزی بیش نبودند.

ساکو شجاعی

1397/10/19


در سرآغازم برای به پایان رساندن راهی را که همه رفته اند من به خود باختم

گرچه گر جواب را هم یابم ممکن است تا به ابد جرعت به اختراع این فرانکشتاین در خودم را نیایم و چون سایرین من نیز زندگیم را در این ازدیاد بی پایان گوسفند و الاغان به چوپان ببازم

...


ادامه مطلب »

واقعیت توهم مطلقی است که ما را با آن فریب داده اند

اما گوی دست نوشته امروز من فرق دارد بسیار با آنچه تا کنون بوده است. آری از بالا به پایین به من امر شده تا از چیزی بنویسم که هنوز بسیاری در تعریف اولیه آن مانده اند؛ از عشق و دلبستگی و یا شاید بهتر است گفت: دوست داشتن و البته نه به یک یا چندین جنس مخالف بلکه از مجموعه از آنچه در پیرامون ما میگذرد و چرای چیزی را که بسیاری جرعت به فکر کردنش را ندارند.

...


ادامه مطلب »

بلی


ادامه مطلب »
صفحه قبل1...678910...19صفحه بعد

All About Me :)

خان و خادم دیدم و مخلوق خالق ندیدم.
خاتون و خواجه دیدم و خالق مخلوق ندیدم.
اما هرچه را که ندیدم در چشمان کور عالم دیدم.
......................................
بر احساس ضرب خورده ام و سوار بر جسم باکره ام
میتازم از این قیل و قال تنهایی به سوی بیابانی نمادین
که هرچند دخترانش از خاک اند و خار اما می ارزند به صد گلبرگ و رنگ دختران خزان
-Sako-

Join Us

Join us in YouTube Join us in Telegram

documentary

    مستند سرای هیمن


    مستند سرگذشت محمد اوراز
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران