نت ایران
| درباره من: |
به من اندکی زمان بده، راستش افکارم پریشان تر از دیروز در فکر جهنم می سوزد و قلبم به هوای بهشت می تپد!!!
......... دستان کوچک و حقیرت را به من بده... نمی دانم می خواهم شان چکار شاید هدیه خدا در قلبم با نوزاشت به سوزاندنم بپردازد و تو را به تسخیر دستان در هم زنجیر بافته ام درآورد. و شاید هم آنقدر محو نگاه چشمانت شدم که دیگر خدا را از یاد ببرم و عشق او به یک باره در مقابل عشق تو به زانو دربیایید... اما یقینا" پایان خوشی نخواهد داشت... همه از من یا میترسند یا فراری هستند انهایی هم که هستند چشمان به جیب های خالیم دوخته شده ولی فراموش کردیم مرگ جزوی از زندگی است. |
| علاقه مندی ها: |
چند تکه موی سیاه از زیر مقنعه ای که هر بار جلو روی من درش میاوری و در مقابل آیننه اتاقم موهایت را شانه میکنی...
عشق، خون، سکس، هوس، مرگ و زندگی چیز هایی است که هیچ وقت در جلو روی تو حاضر به مبارزه نخواهند شد تا زمانی که آن چشمان محصور و آن صدای مردانه را داری... |
| کلام آخر: |
زود قضاوت نکن
|
نوشته شده توسط inmyown در سهشنبه 21 بهمن 1393 |
ارسال نظر(5)



