ON MY OWN

و به نام گناه که ثابت میکند تو آدمی و او خدا

معرفی کتاب شاهزاده و گدا نوشته مارک تواین

بخش کوتاهی از کتاب شاهزاده و گدا :

در حینی که توم باردیگر میخواست مشتی طلا بر سر جمع فرو ریزد ، ناگهان در میان صف تماشاچیان چشمش بزنی لاغر و پریده رنگ افتاد ، که با اشتها و علاقه تمام با قیافه ای مات و مبهوت به او نگاه میکرد. آن زن مادرش بود.

...


به نام خداوند بخشنده مهربان

شاهزاده و گدا (به انگلیسی : The Prince and the Pauper)

نویسنده: مارک تواین تعداد جلد: 1
مترجم: محمد قاضی تعداد صفحات: 166(مدل جیبی)
انتشارات: امیر کبیر قیمت: 3000 تومان (1389)
سال و نوبت چاپ: چهاردهم 1389 پایگاه اینترنتی: www.amirkabir.net
ملیت: آمریکایی رایانامه اطلاعی موجود نیست.
 
معرفی کتاب شاهزاده وگدا اثر مارک تواین:
کتاب شاهزاده وگدا اثر مارک تواین کتابی است بسیار جذاب و پر ارج که در خلال سطور آن نویسنده شوخ و بذله گوی امریکایی هزاران کنایات و استعارات پر مغز و پر معنی به کار برده و نه تنها صحنه های تاریکی از تاریخ پنج قرن گذشته ملت انگلیس را روشن ساخته بلکه زشتیها و پلیدی های اجتماع خود را نیز در آیینه صاف و روشن به خوانندگان عزیز نشان داده است.
 
بخش کوتاهی از کتاب شاهزاده و گدا :
در حینی که توم باردیگر میخواست مشتی طلا بر سر جمع فرو ریزد ، ناگهان در میان صف تماشاچیان چشمش بزنی لاغر و پریده رنگ افتاد ، که با اشتها و علاقه تمام با قیافه ای مات و مبهوت به او نگاه میکرد. آن زن مادرش بود. توم با حرکت غریزی دست به جلو صورت خود برد تا شناخته نشود ولی مادام کانتی اطافیانش را عقب زد و فاصله مابین خود و شارا سراسیمه طی کرد و پای راست سوار را گرفت و در حینی که آن را غذق بوسه میساخت با صدای مرتعش و لرزانی که بعض در گلویش شکسته بود مرتبا فریاد می زد و میگفت:
((طفلم ، طفل عزیزم))
توم گفت : ((زن ، تو که هستی؟ من تورا نمی شناسم!))
در همان لحظه یکی از افسران گارد شاهی بازوی زن بیچاره را گرفت و با قساوت و سنگدلی تمام او را به میان سیل جمعیت انداخت.

منبع:http://www.inmyown.loxblog.com

(کپی برداری تنها با ذکر نام منبع زیباست.)


All About Me :)

خان و خادم دیدم و مخلوق خالق ندیدم.
خاتون و خواجه دیدم و خالق مخلوق ندیدم.
اما هرچه را که ندیدم در چشمان کور عالم دیدم.
......................................
بر احساس ضرب خورده ام و سوار بر جسم باکره ام
میتازم از این قیل و قال تنهایی به سوی بیابانی نمادین
که هرچند دخترانش از خاک اند و خار اما می ارزند به صد گلبرگ و رنگ دختران خزان
-Sako-

Join Us

Join us in YouTube Join us in Telegram

documentary

    مستند سرای هیمن


    مستند سرگذشت محمد اوراز

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟