از دیروز تا امروز

به نام خداوند بخشنده مهربان
از دیروز تا امروز
نوشته ناصر شجاعی
عشق جوهره وجود انسان و محرک اصلی او برای رسیدن به اهداف و آرزوهایش است. و در این بین هرکس به متناسب خویش در این نبرد بزرگ نتیجه تلاش خود را درمیباید. اما در بسیاری از موارد در همین نبردها برای رسیدن و عشق به آرمان خود آثار هنری متعددی نیز وجود می آید. به گونه ای که در بیش تر موارد فرد هدف خود را تنها برای ریشه دار کردن هنر خود که زاده همان حرکت اوست ادامه میدهد. که در بیش تر موارد به خلق آثار متعددی از سوی هنرمندان نام آوری میشود.
اما به جرات نمیتوان گفت: که کتاب مذکور (رویاهای عاشقانه) دومین اثر از شاعر نوپا خانم پیوند گودرزی مکری یکی از آثار بزرگ و یا حتی متوسط باشد. اما همیشه آنچه اصل است از دیده پنهان است.
و باید بدانیم از نظر خارجی های که حال ما خارجی آنانیم و آنان خارجی های ما هستند، یک اثر هنری نه تنها فقط از لحاظ فنی بلکه در تلاش اثر برای معرفی غیرمستقیم هنرمند و شرایط حاضر در آن است که حائز اهمیت و دقت است. به عنوان مثال میتوان به عکسهای غیر حرفی کاردارهای کشور های همسایه از حال و احوال شهرهای کوچک من جمله مهاباد که در چند دهه پیش گرفته شده اشاره کرد. این تصاویر نه بلکه بخاطر مسایل فنی بلکه بخاطر آن انعکاسی که به نیای غرب از ما ارائه داد اهمیت پیدا کرد و چه بسا که بروی آن چه کتب هایی هم نوشته نشده باشد.
و یا اگر نگاهی اجمالی به چند دهه پیش و اشعار چاپ شده از سوی هنرمندان متعدد بنگریم شاهد روندی نزولی در تعدد شاعران بزرگی چون شهریار، پروین اعتصامی و... و اشعار کلاسیک خواهیم بود و در مقابل شاهد روندی صعودی شعرهای نو در سبک های و نگارش های مختلف با مضامین کاملا متفاوت با آ«چه در اشعار کلاسیک است. از سوی هنرمندان ناشناخته و یا کمتر شناخته شده هستیم و اگر هم به دنبال آن رد پاها را دنبال کنیم درخواهیم یافت این تناقص در کجا و چگونه به وجود آمده است.
و در اینجا میتوان به اختصار به چند نکته کوتاه بپردازیم. اول آنکه با گسترش روز افزون شهرها علل خصوص کلانشهرها و نابودی هر چه بیشتر محیط زیست و هوای سالم و همچنین کتبهای ادبیات تقریبا خالی از اشعار بزرگی چون حافظ و سعدی دست در دست هم نهفتهاند تا بر این جریان بیش از پیش سرعت ببخشند به بیانی دیگر هر چه بر تعداد دوکشهای شهرهای خاکستری افزوده میشود و هر چه از تعدد اهمیت اشعار کلاسیک در کتب درسی کاسته میشود شاهد افزون شدن این روند هستیم.
اگر نگاهی کوتاه به فیلم زندگی نامه استاد شهریار بنگریم میبینیم اشعار سعدی یکی از دروس مهم برای سواد آموزی بوده و وی نیز در زمان جوانی خود هرگاه به دنبال قطعه شعری میبود خود را به دست درشکهچیها میسپرد و در استراحتگاههای شهر و یا حومه آن خود را تسلیم نوازش باد و میزبانی خورشید و صدای شیپورچیان طبیعت میکرد. این مهم به وفور در کتاب خاطرات یک مترجم محمد قاضی نیز به چشم میخورد. این درحالی است که اگر اهل شهری کوچک چون مهاباد باشید و برای کاری به تهران و یا یکی از شهرهای بزرگ سفری چند روزه داشته باشید میتوانید از نزدیک شاهد مرگ روح هم دوستی و برادری در مردم و تولد هر چه بیشتر دروغ و نیرنگ در بین آحاد مردم باشید که البته نمیتوان این مهم را به همه مردم نسبت داد. چراکه هنوز هستند کسانی که مشقات زندگی بر آنان سنگینی نکرده و در باغات خود محصور ماندهاند.
مشخصا نمیتوان با چنین اوضاعی که چترش را بر دامن کل زمین گسترانیده انتظار ظهور کسانی دگر همچون فردوسی و.. نیز بود.
آن هم در فضاهای شهری که انسانها برای شهرها بدنیا میآیند و روح خود را در باطلاق دود غلیظ و سر و صدای ماشین و روغن آلات غرق کردهاند و ابدا با نگاهی منصفانه به سوی شاعران نو پا و تقلای آنان برای ارضای احساسات و انتقال آن به اشخاص از سوی هنر درمیابیم که آدم های بزرگ وجود دارند ولی راه را نشناخته بی راه رفتهاند و یا درست نرفتهاند. و البته این مهم را میتوان در سایر اثار هنری غیر از شعر نیز مشاهده کرد . این مرضیست که دامن گیر تمام احاد جامعه شده و دیگر غیر قابل ترمیم است. چرا که روح به مسابه سدی در حال طغیان و یا سونامی در حال بزرگ تر شدن است و این سد و یا سونامی در هم نخواهد شکست مگر آن که به آن راه داد و یا آن قدر روح را با طغبیان ها و ضربات کوبنده خود بکوبد که همچون ساحلی سنگی در دراز مدت آن را به ساحلی شنی مبدل خواهد کرد حال تنها کسانی جان سالم به در خواهند برد که از این طغیان به نفع خود استفاده کرده و برای آن راهی باز کنند چرا که این هجوم غیر قابل مسکوت ماندن است.
اولین بار به شخصه اولین اثر این شاعر گرامی را در نمایشگاه کتاب دیدم و بدیسان گفتم که متن اشعار شما خالی از نقد نیست و چه بسا زیاد نیز هست. اما مهم آن است که مینویسد چرا که قلم راه خود را پیدا خواهد کرد. و فقط باید به آن جهت داد و خط کشید. و بلاخره اکنون نیز این فرصت پیش آمده که اشعار جدیدشان را مطالعه کنم به این نکته واقف شدم که بستره دید شاعر از آن حالات تک سوی خارج شده و مسایل دیگری را نیز در چشم گرفته و تاحدی اشعار ایشان نیز به مولای خود(...:::اسم همون شاعری که لاساش مینویسی بنویس:::...) نزدیک تر شده و در راه صعود میباشند هرچند این صعود کند باشد. تنها عیبی که باقی خواهد ماند عجله در کار نشر و انتشار کتاب جدید است. که متقابلا خیلی ها آن را راهی درست برای یک فرصت میدانند.
ناصر شجاعی
94



